سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
چطور نور اتاق خواب کودک را تنظیم کنیم؟ - ¸,•*¤*•,¸.کودک من سلام¸,•*¤*•,¸.

چطور نور اتاق خواب کودک را تنظیم کنیم؟

ارسال شده توسط بهزاد اذرنیوشان در 19/11/86:: 4:55 عصر

چطور نور اتاق خواب کودک را تنظیم کنیم؟







یکی از مسائل مهمی‌که در اتاق خواب کودک باید به آن توجه شود، وضعیت نور اتاق است.
البته کودک درس‌خوان شما باید در اتاق خصوصی خود که معمولا تکالیف مدرسه را هم در آنجا انجام می‌دهد، نور کافی داشته باشد اما اهمیت نور، فراتر از خصوصیات فردی و شخصیتی کودک است. نور، عنصر لازمی‌است که هیچ کودکی - چه درس‌خوان و چه تنبل - نباید از آن محروم بماند و هر انسانی - چه کودک و چه بزرگسال - برای ادامه حیات به آن نیاز دارد.

به طور کلی، وضعیت نور اتاق خواب کودکان به لحاظ نیازهای خاص این سنین، توجه و حساسیت بیشتری نسبت به اتاق خواب بزرگسالان می‌طلبد. کودک نیز مانند فرد بزرگسال، باید نوری در اتاق خواب داشته باشد که هنگام روز، انجام کارهایی از قبیل پوشیدن لباس و پیداکردن اشیا را به‌خوبی امکان‌پذیر کند، امکان تشخیص رنگ‌ها را به او بدهد و برای کارهایی همچون نقاشی و مطالعه و نوشتن تکالیف درسی، مقدار کافی و جهت مناسبی داشته باشد؛ مثلا جهت تابش نور – چه از پنجره و چه از چراغ مطالعه – نسبت به میز تحریر برای فارسی‌زبان‌ها که جهت خط نوشتاری آنها از راست به چپ است، باید از چپ به راست باشد. هنگام شب نیز باید آنقدر نور در اتاق باشد که کودک، هم بتواند خوب استراحت کند و هم در صورت نیاز به برخاستن از تختخواب در نیمه‌شب، توانایی تشخیص اشیای پیرامون خود را داشته باشد.
مهم‌ترین نکته‌ای که در مورد نور مصنوعی اتاق کودک باید مورد توجه قرار بگیرد، ایمنی است. در مورد خردسالان و نوزادان، به نور کم‌شدتی احتیاج دارید که در طول دفعات فراوانی که به کودک سر می‌زنید تا به او غذا بدهید، پوشکش را عوض کنید یا او را بخوابانید، توانایی دید کافی را در اختیارتان بگذارد. از یک چراغ خواب دوشاخه‌دار یا یک چراغ کوچک حباب‌دار با لامپی که ولتاژ آن زیاد نیست(حداکثر 12ولت) استفاده کنید.

این نکات ایمنی را در اتاق خواب کودک در نظر داشته باشید:
- مطمئن شوید که انگشتان کودک کنجکاوتان نمی‌تواند روکش قطعات برقی را بردارد، به حباب داغ چراغ برسد یا به سیم‌کشی برق نزدیک شود.
- از لامپ‌هایی استفاده کنید که به دیوار نصب می‌شوند. چراغ‌های پایه‌دار ممکن است به‌سادگی واژگون شوند.
- اگر کودک‌تان کامپیوتـــر یا تلویزیـــون در اتاقـــش دارد، اجــازه ندهید در تاریــکی مطلق به صفحه مونیتور یا تلویزیون خیره شود.
برای چشم کودک بهتر است که هنگام نگاه‌کردن به تلویزیون، چراغ کم‌نوری در اتاق، روشن باشد. این چراغ ممکن است یک لامپ قابل‌تنظیم سقفی یا چراغ مطالعه‌ای باشد که شعاع آن از سقف به میز تحریر می‌تابد.
چراغ‌های دیمردار برای اتاق کودک عالی هستند. این چراغ‌ها ذهن کودک را برای خوابیدن آماده می‌کنند.
در مورد طرح نور اتاق کودک، به یاد داشته باشید که کودک شما مدام رشد می‌کند و نیازها و علایق او نیز در حال تغییر است؛ بنابراین طرح نور اتاق او نیز باید قابلیت تغییر مداوم را داشته باشد. برای سنین مختلف، انواع طرح‌های دکوراتیو چراغ از هواپیما تا چرخ‌وفلک و «سیندرلا» و «شرک» را می‌توانید پیدا کنید.




 




منبع : پریا لطیفی خواه


تعریف خود آگاهی :

ارسال شده توسط بهزاد اذرنیوشان در 19/11/86:: 4:55 عصر
تعریف خود آگاهی :
شناخت دقیق و درست از خود، به عبارتی دیگر، شناخت نگرش ها، آراء، عقاید، اندیشه ها ، هیجانات ، توانایی ها، مهارت ها و کاستی های خود است.

انواع آگاهی از خود :
1 – خود فیزیکی : به تصوری که هر کس از ظاهر فیزیکی خود دارد گفته می شود. آیا از مشخصه های ظاهری خود راضی هستیم؟ یا احساس خوبی نداریم؟
مشخصه های ظاهری مانند (چهره، چاق و لاغر بودن، قد و تناسب اندام و ..)
2 – خود جنسی : تصور یا برداشتی است که هر کس از هویت جنسی (مرد یا زن بودن) و تمایلات جنسی خود دارد.
3 – خود اجتماعی : به تصوری که فرد از جایگاه اجتماعی خود دارد اطلاق می شود.
دیگران ما را چگونه می بینند؟ چگونه در گروهها ظاهر می شویم؟ چه نقش هایی باید در اجتماع داشته باشیم ؟ پایگاه اجتماعی ما چگونه است؟ آیا کمرو و خجالتی یا فردی با نفوذ هستیم؟ دیگران با ما چگونه هستند؟ ما با دیگران چگونه هستیم ؟ و آیا ...
4 – خود معنوی : تصور شخص از اعتقاداتش است که معمولاً به زندگی و باورهای مذهبی او معنا می بخشد. مثلاً آیا به نیروی ماورای طبیعت اعتقاد داریم؟ آیا مذهبی هستیم ؟ آیا به زندگی پس از مرگ معتقد هستیم ؟ آیا ...
5 – خود تاریک : جنبه خاصی از خود است که در برگیرنده اسرار ماست. چون دوست نداریم فاش شود معمولاً انرژی زیادی برای نگهداریش مصرف می کنیم.
6 – خود آرمانی : آن بخشی از ماست که می خواهیم به آن برسیم. دائم در این فکر هستیم که چونگه به نظرمی آییم؟ با نگاه به زندگی دیگران، خوامان را با آن ها مقایسه می کنیم ، سپس در ذهن خویش تصویری از خود می سازیم که دوست داریم آن باشیم، به آن خود آرمانی می گویند.
7 – خود واقعی : درونی ترین بخش وجود ماست که آن را به خوبی می شناسیم ولی افراد محدودی از آن آگاه هستند. ممکن است آن را از دیگران پنهان کنیم، چون نگرانیم از این که اگر دیگران خود واقعی ما را بشناسند، ممکن است علاقه شان را به ما از دست بدهند.

ویژگی های افراد خود آگاه :
- برای خود ارزش قائل هستند.
- از روحیه ی انتقاد پذیری برخوردارند.
- به ارزش ها و اعتقاداتشان آگاهی کامل دارند و از آن دفاع می کنند.
- احساس خشنودی و رضایت خاطر زیادی دارند.
- در مقابل فشار و ضربه های روانی و اجتماعی مقاومت بیشتری را از خود نشان می دهند.
- به دنبال سرزنش و یا تحقیر دیگران نیستند، بلکه با دیگران در کمال احترام برخورد می کنند.
- اغلب از اندیشه ی مثبت نگری برخوردارند.
- روحیه همکاری و مشارکت بالاتری دارند.
- از مشورت با افراد متخصص استقبال می کنند.

تمرین های کسب خودآگاهی :
1 – فرصتی فراهم کنیم و سری به خودمان بزنیم و از خود سؤال کنیم که «من کیستم؟»
2 – با اتکاء به خداوند بزرگ و پی بردن به قدرت لایزال الهی که منبع عظیم انرژی درونی است، خود را تقویت نماییم.
3 – به این باور برسیم که در جهان هستی وجودی منحصر به فرد هستیم و توانایی هایی داریم که دیگران فاقد آنند.
4 – بدانیم انسانیت ما در اعماق وجود ما نهفته است، آن ها را کشف کرده و در رفتارهایمان به کار گیریم.
5 – سعی کنیم از خود تصویری مثبت، تصویر انسانی موفق و توانا داشته باشیم.
6 – گاهی اوقات در تنهایی، با خود خلوت کرده و به رفتار و عملکردهای خود بیشتر بیاندیشیم.
7 – مهمترین عامل موفقیت و شادکامی در زندگی، اعتقادی است که به خویشتن خویش داریم، سعی کنیم آن را کشف کنیم.
8 – انسان ها همان گونه که می اندیشند، زندگی می کنند، پس مثبت بیاندیشیم.
9 – عواملی که موجب نگرانی و اضطراب در ما می شود را شناسایی کنیم و با اولویت بندی در رفع آن ها اقدام نماییم.
10 – شناخت علایق و تمایلات می تواند شوق به زندگی را در ما تزریق کند. برای شناخت آن ها در وجود خود تلاشی نماییم.
11 – نقایص و معایب رفتاری، احساسی و عاطفی خود را شناسایی کنیم و در جهت رفع آن ها اقدام نماییم.
12 – مراقب باشیم ! اگر نقاط قوت ما با غرور همراه باشد، جزیی از ضعف ما به شمار می رود.
13 – موانعی را که در کمین است تا نگذارد به شخصیت اصلی خود دسترسی پیدا کنیم را بنویسیم و راه های مقابله با آن را از منابع مختلف کشف کنیم.
14 – از تعلقات و هر چیزی که ما را غمگین می کند رها شویم
15 – هر روز در بهترین اوقات خود و در لحظاتی خاص در خلوت، با خدا گفت و گو کنیم و از او بخواهیم تا قدرت درونی ما را افزایش دهد و بدانیم که خواسته های ما از خداوند مانند یک لیوان آب از یک اقیانوس است.
16 – عشق ورزیدن را در خود توسعه دهیم و از دشمنی و تنفر که زیبایی ها را زشت و کدر می کند و انرژی درونی انسان را کاهش می دهد، بپرهیزیم.
تمرین کنیم هر روز یکی از کینه هایی را که در دل داریم فراموش کنیم.
17 – گاهی با پناه بردن به سکوت می توانیم نداهای درونی خویشتن را بهتر بشنویم و به آگاهی عمیق تر نسبت به خود دست یابیم.
18 – بعضی از باورهای غلط که از قبل در ذهن ما خانه کرده موجب می شود که شناخت حقیقی از خود نداشته باشیم. چه خوب است که گاهی با خانه تکانی ذهنی بتوانیم صندوقچه ی ذهن خود را از باورهای غلط قدیمی خالی کنیم و فضا را برای ایجاد آرامش و خودشناسی در وجودمان باز کنیم.
19 – پناه بردن به دامن طبیعت می تواند به کسب خودآگاهی عمیق تر کمک کند. پس گاهی به کوه و بیابان سربزنیم، در جنگل یا ساحل دریا قدم بزنیم، در جنگل یا ساحل دریا قدم بزنیم، در هوای آزاد کوهستان به آسمان و ستارگان بنگریم تا به عظمت آن ها در وجود خویش بیشتر پی ببریم.
20 – فرض کنیم فقط یک سال دیگر فرصت زندگی داریم. چه کارهایی را انجام خواهیم داد؟ چرا از هم اکنون انجام ندهیم؟
21- خیلی روشن به این سؤال پاسخ دهیم (به طوری که یک موجود غیرزمینی بتواند پاسخ ما را درک کند)
برای چه در این دنیا هستیم و هدف و مقصود ما از زندگی چیست؟
22 – تصمیم های مهم زندگی خود را بنویسیم و پاسخ دهیم که مرکز تصمیم گیری ما جسممان است یا قلبمان یا ذهنمان ؟
اگر مرکز تصمیم گیری جسم باشد، فردی مقتدر و مسالمت جو هستیم. اگر مرکز تصمیم گیری قلب باشد، فردی دوست داشتنی، اهل عمل و مبتکر هستیم.
اگر مرکز تصمیم گیری قلب باشد، فردی دوست داشتنی ، اهل عمل و مبتکر هستیم.
اگر مرکز تصمیم گیری ذهن باشد، فردی دانا، صادق، وفادار، با نشاط و مسرور هستیم.
23 – با مصاحبه با افراد نزدیک فهرستی از نقاط مثبت خود را به دست آوریم.

انجمن علمی آموزشی مدرسین آموزش خانواده شهر تهران



 




منبع : مدرسین آموزش خانواده شهر تهران


برخی از نکات ابتدایی که طراحان سایت به آنها توجه نمی کنند

ارسال شده توسط بهزاد اذرنیوشان در 19/11/86:: 4:55 عصر

برخی از نکات ابتدایی که طراحان سایت به آنها توجه نمی کنند







ساده اما کلیدی
امروزه ایجاد سایت اینترنتی برای شرکتهای تجاری و خدماتی و تولید کنندگان کوچک به یک اصل اساسی تبدیل شده است. به طوری که در سراسر دنیا، شرکتهای خصوصی کوچک سعی می کنند از طریق وب سایت خود با پرداخت هزینه کم، محصولات و خدمات خود را به سایر شرکتهای مشابه و هم رده خود در تمام دنیا معرفی و در کنار آن با آنها ارتباط کاری برقرار کنند. در کشور ما هم این مدتی است که به این موضوع اهمیت زیادی داده می شود و هر صنفی با توجه به نیاز مخاطبان خود، سایت اینترنتی مناسبی را راه اندازی می کند و با کاربران، ادارات و شرکتهای دیگر در تماس هستند. اما مشکل مشترک بیشتر این سایتهای کوچک این است که بازدید کننده تمایل چندانی به تماشای صفحات و پیگیری مطالب از خود نشان نمی دهد و این مشکل در سایت شرکتهای خصوصی و دولتی بیشتر به چشم می خورد. در بیشتر این سایتها به برخی نکات ظریف و البته ساده و مقدماتی دقت نشده است که رعایت آنها ، تأثیر زیادی بر روی یکفیت و کارایی سایت خواهد داشت.
با توجه به این که سایت اینترنتی اولین گام برای ایجاد یک ارتباط کاری با مخاطب است. نما و ظاهر آن را از اهمیت زیادی برخوردار است. تصویر کنید بازاریاب و مدیر یک شرکت تولیدی خارجی که در صنف مورد نظر شما فعالیت می کند، در جستجوی اینترنتی خود به سایت اینترنتی شما رسیده است.
اگر به یک محیط بی روح، با مجموعه ای از متن ها و جدول های ساده و ابتدایی مواجه شود، چه فکری خواهد کرد؟ شک نکنید برای جستجو در سایت شما رقبت چندانی نشان نخواهد داد و احتمال برقراری ارتباط با آن موسسه یا شرکت بسیار پائین خواهد بود. اکثر طراحان حرفه ای معتقدند، یک سایت اینترنتی مانند یک کارت ویزیت دیجیتالی است که اولین نما از شرکت یا مؤسسه شما را به مخاطب و بازدید کننده ارائه خواهد داد و چنانچه خوش شانس باشید. این دید اولیه مقدمه ای برای ارتباطات بعدی خواهد بود.

صفحه اصلی
متن و محتویات یک سایت خوب، باید طوری باشد که بازدید کننده را به تماشای تمام محتویات آن جذب کند. این موضوع در صفحه اصلی یک سایت بسیار اهمیت دارد به گفته یاکوب نیلسون، یکی از طراحان بزرگ اینترنتی و نویسنده کتاب افزایش قابلیت استفاده از شبکه خیلی سخت و تقریباً غیر ممکن است که یک شرکت بتواند پیام و عملکرد خود را در یک صفحه نمایش دهد. از طرف دیگر بازدید کنندگان هم به سختی از باقی صفحات یک سایت دیدن می کنند. پس این هنر طراح است که بتواند در کوتاه ترین و کاملترین پیام بازدید کننده را به داخل بکشاند و او را به دیدن سایر صفحات ترقیب کند.
بدون شک جمع آوری اطلاعات مختلف در کنار در قالب متن یا تصویر کار سختی نیست و هر کسی از عهده آن بر می آید . اما مهم آن است که اطلاعات موجود در یک سایت طوری بیان شود که هم مختصر باشد و هم اصل موضوع را به خواننده برساند. به عنوان مثال، یک بازدید کننده در نگاه اول از سایت یک رستوران به دنبال لیست غذاهای موجود و قیمت آنها است. در نتیجه قرار دادن نام مدیر رستوران، نحوه سرویس دهی و اطلاعاتی از این قبیل در نمای اول سایت چندان کاربردی ندارد و مشتری را سر در گم می کند.

توضیح اضافی ممنوع
بهتر است توضیحات اضافی در قالب یک فایل متنی (doc یا pdf) در انتهای متن آورده شود تا در صورت نیاز به توضیحات بیشتر، بازدید کننده آن را دانلود کند. بهتر است تصاویر یک سایت هم در قالب های مرسوم و فشرده اینترنتی نظیر JPEG آورده شود تا دانلود آنها هم راحت تر باشد. جداول و نمودارها که در سایت شرکتهای تجاری و تولیدی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند نیز بهتر است چارچوب مناسبی داشته باشد تا امکان چاپ مطلوب آن برای بازدید کننده فراهم باشد. گاهی اوقات چاپ یک صفحه htuml چارچوب جداول شما را بر هم خواهد زد. بهترین گزینه برای رفع این مشکل این است که جداول خود را در قالب عکس و یا فایل pdf ارائه دهید.

تلاش برای زنده ماندن
یاکوب نیلسون گفته جالبی دارد او می گوید اگر سایت شما در سه صفحه ابتدایی نتایج جستجوی موتورهای جستجوگر معروف جایی نداشته باشد. سایت شما زنده نیست و بازدید کننده ندارد او معتقد است یک طراح سایت برای افزایش آمار بازدید ، باید تمام تلاش خود را بکند تا رتبه خوبی را در بین موتورهای جستجو داشته باشد.




 




منبع : رویترز


خشونت - فرزندان تهاجم :

ارسال شده توسط بهزاد اذرنیوشان در 19/11/86:: 4:54 عصر
خشونت - فرزندان تهاجم :
خشم یک نوع هیجان و احساس کاملاً طبیعی و عادی است که انسانها برای نشان دادن احساسات و یا دفاع از خود در برابر دیگران نشان می دهند.
در صورت عدم کسب مهارت د رکنترل و ابزار خشم این هیجان رفته رفته در فرد به خشونت تبدیل شده و مشکلات رفتاری و عاطفی بسیاری را برای او دیگر اعضای خانواده و حتی اطرافیان به وجود می آورد.
خشونت مرحله ای فراتر از خشم کنترل نشده است که با هدف آسیب رساندن به خود یا دیگران همراه است. والدینی که قادر به کنترل احساسات منفی خود نباشند. در برخورد با مسائل عادی زندگی به جای مدارا و تلاش برای حل مشکلات به صورت منطقی و مناسب به خود و دیگران آسیب می رسانند.
در این شماره اشاره بر آنیم والدین محترم رفتار بدون خشونت را بیاموزند و با کسب مهارتهای ابزار خشم و بکار بردن رفتارهای صحیح خانه ای امن و آرامش بخش برای اعضای خانواده فراهم آورند و خود الگویی مناسب برای فرزندان باشند.


تعریف خشونت :
به رفتارهایی گفته می شود که هدف آن آسیب رساندن به خود، یا دیگران و از روی قصد و عمد باشد.


انواع خشونت :
خشونت معمولاً به دو شکل اساسی نمایان می شود:
الف) خشونت کلامی مثل توهین، ناسزا، فحاشی ، تحقیر و ...
ب) خشونت غیرکلامی مثل زدن، هل دادن شدید و ....

گاهی خشونت کلامی و غیرکلامی در هم آمیخته شده و به صورت یک رفتار همزمان بروز می کند، مانند رفتار کسی که در عین فحاشی به فرد هجوم برده، او را کتک می زند.


نشانه های خشونت :
عدم کنترل کلامی و رفتاری
لرزش دست ها و پاها
برافروختگی چهره
تعریق بدن
تپش شدید قلب
قرمز شدن چشم
سردشدن انگشتان دست و پا
گرفتگی عضلات
تغییر فشار خون


دلایل بروز خشونت در بین خانواده :
1 – ناکامی : ممکن است فرد در رسیدن به هدف یا به دست آوردن نتیجه ای با مانعی روبرو و دچار احساس ناکامی شود و با خشونت رفتار کند.
2 – الگو برداری : گاهی فرزندان ما با مشاهده مستقیم رفتارهای خشونت آمیز اطرافیان (به ویژه پدرو مادر) و یا دیدن فیلم ها و بازی های کامپیوتری خشن، الگو برداری و سپس همان اعمال را تکرار می کنند.
3 – حفظ موقعیت : برخی افراد هنگامی که احساس می کنند موقعیت آنها در خطر یا در حال تزلزل است، به خشونت متوسل می شوند.
4 – احساس حقارت : فردی که احساس حقارت می کند، ممکن است برای جبران آن از خود خشونت نشان دهد.
5- کمبود محبت : فرزندی که احساس کمبود محبت می کند، برای جلب توجه والدین ممکن است دست به رفتارهای خشونت آمیز بزند.
6 – اختلاف خانوادگی : در خانواده هایی که اختلاف خانوادگی، امنیت روانی خانواده را کاهش داده است، اعضای خانواده نسبت به هم رفتارهای خشونت آمیز بیشتری دارند.
7 – انتظارات بیش از حد : در خانواده هایی که در خواست فرزندان را بلافاصله و به صورت کامل برآورده می کنند، فرزندان پرتوقع بار می آیند و در صورتی که خواسته های آنان با تأخیر برآورده شود، دست به خشونت می زنند.
8 – عدم شناخت توانایی : فردی که به دلیل عدم شناخت واقعی از توانایی های شخصی ، انتظارات غیر واقعی از خود دارد وقتی به موفقیت مورد نظر دست نیابد، ممکن است، رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان دهد.
9 – عوامل زیست محیطی : عواملی مانند آلودگی هوا و آلودگی صوتی نیز می تواند آستانه تحریک پذیری فرد را کاهش داده و به رفتارهای خشونت آمیز در او منجر شود.
10 – عوامل اجتماعی : فقر اقتصادی، خستگی از کار روزانه، ترافیک، بیکاری، تبعیض ها و ... می تواند از عوامل مؤثر در بروز خشونت محسوب می شود.


راهکارهای مشاوره ای و روان شناختی در کاهش خشونت :
1. سعی کنیم از موقعیتی که امکان بروز خشونت را فراهم می نماید دوری کنیم.
2. هنگامی که بین اعضای خانواده فضایی گرم و صمیمی ایجاد می کنیم احساس آرامش بیشتری داریم.
3. وعده هایی به فرزندان بدهیم که توانایی انجام آنها را داشته باشیم.
4. در صورت مشاهده احساس ناکامی در فرزندمان موفقیت های گذشته اش را یادآوری کنیم.
5. کمک کنیم فرزندانمان بتوانند آنچه می خواهند بدست آورند و با آنچه در توان دارند تعامل برقرار کنند.
6. از اعمال خشونت نزد فرزندانمان خودداری کنیم.
7. از تحقیر و سرزنش فرزندانمان پرهیز کرده، محبت خود را به آنها ابراز کنیم.
8. در هنگام خشم با خوردن آب سرد فشارهای درونی خود را کنترل و آنها را به حالت عادی برگردانیم.
9. وقتی زمینه های بروز خشونت را در خود دیدیم، سعی کنیم با شمارش اعداد معکوس به آرامش برسیم.
10. با خندیدن می توانیم بروز هیجان خشم را کاهش دهیم.
11. با شناخت و نوشتن زمینه های بروز خشونت خود، از تکرار آن پیشگیری کنیم.
12. با ایجاد تقویت روح گذشت و بزرگ منشی در خود، سعی کنیم آنهایی را که ما را خشمگین کرده اند، ببخشیم.
13.با عدم تحریک ضعف ها و احساسات منفی دیگران، از بروز خشونت در آنان جلوگیری کنیم.
14. بازداشتن دانستن رفتارهای خشونت آمیز می توانیم، خشونت خود را بهتر کنترل کنیم.
15. با ورزش منظم و پرورش روح جوانمردی خشونت را از خود دور کنیم.
16. با بکارگیری مهارتهای ارتباط مانند شمرده و آرام صحبت کردن، لحن دوستانه و مؤدبانه، بیان کلمات محترمانه و 1000 از بروز خشونت جلوگیری کنیم.
17. اجازه ندهیم فرزندمان از طریق خشونت به خواسته های خود برسد، زیرا این شیوه موجب تقویت رفتارهای خشونت آمیز در او می شود.
18. در صورت پذیرفتن واقعیت ها و محدودیت های زندگی، در برابر ناملایمات ، خشونت کمتری از خود نشان می دهیم.
19. رفتار توأم با صبر و شکیبایی، از خود گذشتگی و .... ما را از بکارگیری خشونت بی نیاز می کند.
20 . با توجه کافی و پاداش دادن به رفتارهای مثبت ، شایستگی و موفقیت های فرزندان، آنان را از رفتارهای تهاجمی دور کنیم.
21. با آشنا کردن فرزندان به حقوق خود و دیگران آنان رااز خشونت ورزیدن مانع نماییم.
22. با مشارکت دادن فرزندان در تصمیم گیری های خانواده از بروز رفتارهای تهاجمی آنان بکاهیم.
23. گاهی احساس تبعیض بین فرزندان موجب بروز خشونت در آنان می شود، با رفتارهای سنجیده تر خود از ایجاد این حس ناخوشایند در آنها جلوگیری کنیم.
24. از مقایسه فرزندان با یکدیگر اکیداً پرهیز نماییم.
25. اگر فرزندمان دست به خشونت زد با در نظرگرفتن موقعیت و شرایط روحی و روانی او بلافاصله عکس العمل نشان ندهیم، زیرا در آن شرایط هیچگونه رفتار مثبتی را از ما نمی پذیرد.
26. در صورت تکرار رفتارهای خشونت آمیز، برای غلبه بر خشم خود از افراد متخصص (مشاور یا روانشناس) کمک بگیریم.


انجمن علمی آموزشی مدرسین آموزش خانواده شهر تهران



 




منبع : مدرسین آموزش خانواده شهر تهران


تعریف گوش دادن فعال

ارسال شده توسط بهزاد اذرنیوشان در 19/11/86:: 4:53 عصر
تعریف گوش دادن فعال
یافتن معنای گفتار دیگران در ذهن خود گوش دادن است.
با این تعریف شنیدن با گوش دادن متفاوت است . شنیدن فعالیتی جسمی است و نیازی به یادگیری ندارد، چرا که دستگاه شنیداری ما غیرارادی در اثر برخورد صداها، تحریک شده و شنیدن احساس می شود.
اما گوش دادن فعالیتی ذهنی است که نیازمند یادگیری است و تا به آن توجه نکنیم ادراک نمی شود.
ما با گوش های خود می شنویم اما با مغزمان گوش می دهیم.


فواید و کارکردها گوش دادن
1 – تمرکز بر پیام های دیگران
2 – برداشت کامل و درک مناسب تر منظور دیگران
3 – ابراز علاقه، نگرانی و توجه به دیگران
4- تشویق دیگران به بیان و ابراز آزادانه و صادقانه مسائل خود
5 – تقویت ارتباط و تعامل خود با دیگران
6 – افزایش تفاهم ما با دیگران
7 – جلوگیری از سوء تفاهم ها
8 – افزایش قدرت یادگیری
9 – کمک به خودآگاهی و گسترش شناخت از خود و دیگران
10 – افزایش روحیه ی مشارکت جویی و کار گروهی


مهارت های اساسی گوش دادن فعال
1 – مهارت توجه :
یعنی توجه جسمی و غیر کلامی به طرف مقابل که به او نشان دهد دقیقاً به صحبت های او گوش می دهیم مثلاً هنگام گوش دادن با بدنی مایل به جلو، در فاصله ی مناسب، رو در روی گوینده قرار گرفته و نگاه ما تا شعاع نیم متری صورت گوینده باشد، ضمن پرهیز از رفتارهای حواس پرت کن (بازی با کلید و سکه و...) سعی کنیم شنونده ای خشک و بی حرکت نباشیم و محیط گفتگو را از عوامل مزاحم و ترس آور دور کنیم.

2 – مهارت پی گیری :
گاهی گوینده نگران و هیجان زده است که در حالت های چهره، تُن صدا و رفتارهای او نمایان می شود، در این صورت بایستی بدون زورگویی او را به صحبت کردن دعوت کنیم. مثلاً با استفاده از جملات در باز کن (امروز سرحال به نظر نمی رسی! خب ! – بعد چی شد! – ادامه بده ! ) با استفاده از کلمات تشویقی کوتاه (هوم – درسته – بله و ...) با استفاده از سؤال های کوتاه و باز و یا حتی گاهی سکوت توأم با توجه و مشاهده ی او می تواند این موانع را از میان بردارد.

3 – مهارت انعکاسی :
یعنی انعکاس توضیحات و احساسات و معانی درک شده از گوینده به خود او که نشان دهنده ی درک و فهم و پذیرش او نزد شنونده است.


راهکارهای عملی گوش دادن فعال
1 – برای درک بیشتر گوینده به علایم غیرکلامی (زبان بدن) او توجه کنیم.
2 – خود را به جای گوینده قرار داده و سعی کنیم دنیا را از دیدگاه او ببینیم و درک کنیم.
3 – با طرح سؤالاتی از خود، حساسیت گیرندگی مان را افزایش دهیم. مثلاً ( چرا او حالا این موضوع را به من گفت ؟ - منظور او چیست؟ - نکات اصلی حرف او چیست ؟ و...)
4 – به یاد داشته باشیم که سرعت متوسط تکلم انسان بین 125 تا 175 کلمه در دقیقه است. در صورتی که سرعت متوسط تفکر انسان بین 400 تا 800 کلمه در دقیقه است. از این فرصت برای پردازش اطلاعات گوینده خوب استفاده کنیم.
5 – عوامل حواس پرتی را به حداقل برسانیم از جمله :
- بازی کردن با کلید و سکه و ...
- تکان خوردن یا حالت عصبی
- ضرب گرفتن روی میز با انگشتان
- جا به جا شدن مکرر
- تماشای تلویزیون
- سر تکان دادن به عابرین
- روزنامه خواندن و .....
6 – ارتباط چشمی مناسب برقرار کنیم. نه آن قدر خیره شویم که گوینده را معذب کنیم و نه آن قدر به او نگاه نکنیم که تصور کند به ارتباط با او علاقه ای نداریم .
7 – موانع فیزیکی را از بین ببریم مثلاً در دفتر کار خود، از پشت میز بیرون آمده و در کنار او بنشینیم و صحبت کنیم.
8 – بهتر است به گونه ای بنشینیم که بدن ما کمی متمایل به جلو و به طرف گوینده باشد.
9 – احساسات درک شده اش را به او انعکاس دهیم مثلاً ( گویا موضوعی باعث خوشحالیت شده ؟! ، غمگین به نظر می رسی ! و ...)
10 – با بیان عباراتی گوینده را به ادامه ی صحبت تشویق کنیم مثلاً (خب خُب! - بعد چی شد؟ - جدی ؟! – واقعاً ؟! و ...)
11 – گوینده را با سؤالات پی در پی بمباران نکنیم که احساس کند مورد بازجویی قرار گرفته است.
12 – در گوش دادن به مطالب مهم ،از یادداشت برداری نکات کلیدی غفلت نکنیم.
13 – درک خود را از احساسات گوینده بیان کنیم مثلاً (به نظرم این موضوع شما را ناراحت کرده !)
14 – گاهی موضوعات مهم مطرح شده را به گوینده یادآور شویم تا میزان درک خود را مورد ارزیابی قرار دهیم مثلاً ( چند دقیقه اجازه دهید ببیننم درباره چه چیزهایی صحبت کردیم ، اول ....)
15 – منظور گوینده را با کلمات خودش به او انعکاس دهیم.
16 – برای خوب گوش دادن و درک بهتر گوینده ضروری است تلاش نماییم برخی خصوصیات و توانایی ها را در خود افزایش دهیم، برای مثال تحقیقات نشان داده است که : - کسانی که خزانه ی واژگان غنی تری دارند، شنوندگان بهتری هستند.
- کسانی که پیشرفت تحصیلی بهتری دارند، توانایی گوش دادن آن ها نیز بیشتر است.
- زنان در تفسیر و تشخیص پیام های غیرکلامی از مردان کارآمدترند.
- معمولاً افراد درونگرا، شنوندگان بهتری هستند.
17 – تا وقتی که گوینده مطلب خود را تمام نکرده و یا منتظر پاسخ نیست، سخن او را قطع نکنیم.
18 - موقع شنیدن سخنانی که خوشایند ما نیست و یا مخالف خواسته ها و تمایلات و افکار ما هستند، صبر و شکیبانی از خود نشان داده و با علایم کلامی و غیرکلامی نامناسب از خود عکس العمل نشان دهیم.
19 – عوامل مزاحم را از محل گفتگو دور کنیم ، مانند : (خاموش کردن رادیو، تلویزیون، ضبط صوت در صورت ضرورت قطع تلفن و یا نصب و یا نصب کاغذی بر روی در اتاق با عنوان لطفاً مزاحم نشوید)
20 – سدها و موانع ارتباطی اکیداً پرهیز کنیم از جمله :
- دستور دادن، تهدید کردن و ترساندن
- موعظه ، نصیحت و سخنرانی کردن
- قضاوت و انتقاد کردن
- ارائه ی دلایل منطقی و یا راه حل
- تحقیر ، توهین و ناسزا
21 – در پرسش، از سؤال های کوتاه و باز استفاده کنیم.


انجمن علمی آموزشی مدرسین آموزش خانواده شهر تهران



 




منبع : مدرسین آموزش خانواده شهر تهران


هوش مصنوعى ترکیبى

ارسال شده توسط بهزاد اذرنیوشان در 27/10/86:: 8:11 عصر

هوش مصنوعى ترکیبى







از بدو مطرح شدن هوش مصنوعى به عنوان یک Dicipline در علوم رایانه،


 دو طرز تفکر در تحقق سیستم هاى هوشمند مطرح بوده است،


 شاید بتوان آن دو را در پردازش نمادین و پردازش عددى تعریف نمود.


 براى درک پردازش نمادین مى توانیم به یک مثال اشاره داشته باشیم.


 فرض کنید از یک نوازنده پیانو سوال مى کنیم که چگونه پیانو مى نوازى؟!


 این نوازنده با استفاده از یک سرى بیانات و شاید حرکات،


 روش کار خود را به ما نشان مى دهد و به احتمال زیاد


 شیوه عمل او را هم درک مى کنیم و اگر کمى جدیت به خرج دهیم


 شاید حتى بتوانیم چند نت را هم به گونه اى جمیع تکرار نماییم.


حال فرض کنید، مى خواهیم این رفتار را


با استفاده از یک فرمول ریاضى(پردازش عددى) مدل کرده و


 مثلا با استفاده از یک ربات تکرار کنیم.


 سوال این خواهد بود که آیا مدل ریاضى که منحصر


 به روابط بین یک سرى کیفیتهاى رقمى است، قادر به


 انجام این عمل خواهد بود؟ فکر مى کنم جواب شما منفى باشد.


 در ادامه به یک وضعیت دیگر اشاره مى کنم. فرض کنید


مى خواهید از یک خیابان که ماشین ها با سرعت عبور مى کنند،


 بگذرید. آیا روش تصمیم گیرى شما در رابطه با عبور کردن بر


 مبناى پردازش یک سرى اندازه گیرى انجام شده است؟


 براى مثال آیا سرعت ماشین را تخمین زده و با در نظر گرفتن


عرض خیابان، سرعت خود را محاسبه مى کنید؟ به احتمال زیاد


در این صورت مطمئناً شانس رسیدن شما به آن طرف خیابان


بسیار پایین مى باشد و یا زمان بسیار زیادى طول خواهد کشید


 که تصمیم به عبور از خیابان را به مرحله اجراء در آورید.


 در این گونه شرایط ، روش برخورد ما به این صورت


خواهد بود که: « به نظر مى رسد ماشین آهسته حرکت مى کند؛


به آن طرف خیابان خواهم رسید» در این نوع پردازش انسان


مواجه با تعداد زیادى نماد symbols مى باشد و با استفاده از


 این نمادها براى تصمیم گیرى اقدام مى کند.


 این نوع تصمیم گیریها به طور واضح در رفتار آدمى


 مشاهده مى شود و طبیعى است که پردازش نمادین از


 جایگاهى ویژه در علم هوش مصنوعى برخوردار است.


 در کنار پردازش نمادین در انسان مى دانیم که مغز انسان از


 یک مجموع منسجم سلول هاى عصبى تشکیل شده است و


 مدل هاى ارائه شده براى این سیستم عصبى بر مبناى پردازش عددى


 عمل مى کند. چگونگى عمل سیستم طبیعى عصبى به طور واضح


 براى انسان مشخص نشده است و از آنجا که مدل هاى ارائه شده،


از قابلیتهاى بسیار بالایى برخوردار هستند و


 در کاربردهاى زیادى از خود کارآیى خوبى ارائه کرده اند،


 به نظر مى رسد از واقعیت امر زیاد دور نباشند. بنا براین،


 شاید بتوان گفت، انسان به طور کلى در سطح بالاى تصمیم گیرى


از پردازش نمادین استفاده مى کند و در سطوح حسى و


واکنشهاى عصبى خود یک نوع پردازش عددى را به کار مى گیرد.


 بنابراین، رفتار هوشمندانه آدمى ناشى از یک روش نمادین تفکر


 در کنار محاسبات عصبى مغز مى باشد. همانگونه که مطرح شد،


این دو محور در هوش انسان از بدو پیدایش هوش مصنوعى،


 به صورت دو دیدگاه معرفى شده اند. از یک دید،


 هدف ساختن مغز مصنوعى(شبکه هاى عصبى مصنوعى) است


که در صورت وجود این سخت افزار مى توان توقع داشت


 ماشینى که به این وسیله مجهز شود، رفتار هوشمندانه از


 خود نشان دهد.از دیدگاه دوم، هدف، مدل سازى روش تفکر


 انسان است که با استفاده از آن انسان تصمیم گیریهاى


 هوشمندانه مى کند. در دهه هاى ?? و ?? محور اول


 به عنوان محور اصلى در مخلوقات هوش مصنوعى


 مطرح بوده است ولى در دهه ،?? پردازش نمادین به


عنوان فهم روش تفکر در طراحى سیستم هاى هوشمندان مطرح شد.
خوشبختانه، در ?? سال اخیر محققان به این نتیجه رسیده اند


 که براى ساختن یک سیستم هوشمند که بتواند در


حوزه هاى (Domains) مختلف عمل کند، و یک مسأله پیچیده را حل کند،


 اعتماد کردن به یک روش(یا بینش) کافى نخواهد بود و


 از این رو فلسفه هوش مصنوعى ترکیبى (Hybrid Artificial Intelligence)


 مطرح شده است.


به طور کلى سه روش ترکیب تکنیکهاى هوش مصنوعى


در جهت ساخت یک سیستم هوشمند ارائه شده است که در


 ذیل به اختصار به آنها مى پردازیم.


در روش اول از یک تکنیک خاص جهت اجراى یک function


در یک تکنیک دیگر هوش مصنوعى استفاده مى کنیم.


 براى مثال در طراحى یک سیستم کنترلى فازى چندین بلوک وجود دارد


که هر کدام کار مشخصى را انجام مى دهند.


یکى از این بلوکها جهت انجام Fuzzification طراحى مى شود.


 در یک سیستم ترکیبى مى توان از شبکه هاى عصبى در انجام این کار استفاده نمود.


البته در اینجا در مورد مزایا یا معایب این ترکیب سخنى گفته نخواهد شد.


در یک مثال دیگر مى توان به کاربرد روشهاى ژنتیکى در


 امر یادگیرى شبکه هاى عصبى اشاره نمود.


در روش دوم جهت ساخت یک سیستم پیچیده،


 آن سیستم را تجزیه نموده(به زیر سیستم هاى کوچکتر تقسیم نموده)


 و بعد از آن هر زیر سیستم را با یک روش مناسب


هوشمند پیاده سازى مى کنیم. براى مثال جهت کنترل یک فرآیند


 پیچیده صنعتى از شبکه هاى عصبى جهت پیشگویى و


مدل سازى یک سرى از پارامترهاى کلیدى استفاده مى شود و


 نتایج به دست آمده جهت تصمیم گیریهاى کلى به یک


 سیستم خبره داده مى شود. سیستم خبره در اصل حکم


یک مدیر پروسه متخصص را دارد که با استفاده از


پارامترهاى تولید شده در سطح پایین تر تصمیم گیرى مى کند.


 بسیارى از مسائل پیچیده از این طبیعت برخوردار هستند


و شکستن آن به مسائل کوچکتر و به کارگیرى روش مناسب


 براى حل هر کدام به صورت مجزا و در نهایت ادغام کردن


 نتایج به دست آمده، به حل درست مسأله اصلى کمک خواهد نمود.


 روش آخر استفاده از یک روش هوشمند در پیاده سازى


 یک روش دیگر مى باشد. براى مثال مى توان به پیاده سازى


 یک سیستم خبره با استفاده از شبکه هاى عصبى اشاره نمود.


در اینجا هر نرون در شبکه عصبى یک قانون در پایگاه دانش


مى باشد و با استفاده از محاسبات عصبى روش استنتاج را


 پیاده مى کنیم. مثال دیگر به کارگیرى گرامرها در تحلیل و


 نمایش دانش آموخته شده در شبکه هاى عصبى مى باشد.


 البته توجه به این نکته لازم مى باشد که یک سیستم ترکیبى


هوشمند نباید الزا ما ًاز روشهاى هوشمند در پیاده سازى


استفاده کند. در پیاده سازى یک سیستم شاید نیاز به


به کارگیرى روشهاى آمارى، ریاضى و تحلیلى... نیز وجود داشته باشد.




 




منبع : www.noorsoft.org





بازدید امروز: 9 ، بازدید دیروز: 10 ، کل بازدیدها: 10700
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ